بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 228
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
1 - حيات علمى كه از موت و مرگ جهالت بازرسته و در طلب حق به حركت و جنبش آيد و چون حركت نيز از لوازم حيات است لذا نام اين مقام را حيات ناميدهاند زيرا براى سالك در اين مرتبه علم اليقين حاصل مىشود . 2 - حيات قلبى است كه سالك در اين مرتبه وحدانى التوجه گرديده و بر سلوك راه حق اراده و عزم قوى پيدا كند بديهى است نام اين مرتبه را حيات ناميدهاند براى اينكه منتهى بحيات ابدى مىشود بلكه وقوع اين حال ، خود عين حيات ابديست و خاطرش از موت تفرقه و تعلق نفس بموجودات فانيه بيرون آمده است ، پس قلبى كه بجمادات علاقه دارد و خواستار هواى نفس است بهمنزله ميت و مرده است هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريده عالم دوام ما 3 - حيات وجود و هستى است كه در اين مرتبه سالك حياتش پيوسته بحيات حق تعالى است و اين مرتبه شهود قيومت حق بر موجودات است بهطورىكه كليه اشياء و موجودات را قائم با هستى حق مىبيند . بمير اى حكيم از چنين زندگانى * كزين زندگانى چو مردى بمانى ببستان مرگ آى تا زنده گردى * بسوز اين كهن ژندهء باستانى پياده شو از لاشهء جسم غايب * كه تا با شه جان به حضرت پرانى و وجود حقيقى را مخصوص حق تعالى مىداند و يقين نمايد كه ظل ممدود و منبسط بر موجودات غير از وجود حق نيست كه در صور تعينات ذاتيه تجلى فرموده است . بعد ( قبض و بسط ) است و قبض و بسط همان درجهء خوف و رجاست كه در مرتبه نفس خوف و رجا و در مرتبه دل قبض و بسط ناميده مىشود . قبض در اين مرتبه عبارت از استتار تجلى و زوال وجد ، و فقدان وارداتى است كه سالك را بسط و سرور دهد ، و به عبارت ديگر ورود چيزى است در دل سالك كه اثر آن عتاب و تأديب و هيبت است و همانطور كه آمدن قبض و بسط در اختيار عارف نيست رفتن آن نيز بدون سعى و كوشش ممكن نباشد خداوند در قرآن فرموده :